السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
6
سيره معصومان ( فارسي )
حضرت عيسى بن مريم ( ع ) . . . كه صد البته نمىتوان به همهء آنها اعتماد كرد و به طور قطع برخى از سيرهنويسان غربى با انگيزهء لطمه زدن به اسلام با انبوهى از خرافات و جعليات و اتهامات شرح زندگى آورندهء اين دين مقدس را مورد توجه قرار دادهاند ! ! به ويژه مستشرقان و به اصطلاح ، اسلامشناسان وابسته به سازمان جهانى و استعمارى استشراق ! . . . و حال سيرهء ديگرى به زبان فارسى در شمار صدها سيرهاى كه در طول چهارده قرن پيرامون زندگى رسول گرامى اسلام ( ص ) به زبانهاى مختلف جهان نوشته شده است ، ترجمهاى از عربى به قلم عالم مصلح خطهء جبل عامل ، علامهء عاليمقام سيد محسن امين صاحب كتاب گرانسنگ اعيان الشيعة . و آيا مىتوانم آرزو كنم من نيز چونان پيرزن نخريسى كه در رديف خواستگاران حضرت يوسف ( ع ) درآمد ، در صف مترجمان و نشردهندگان سيرهء والاترين و كاملترين انسان تاريخ بشريت ، فخر رسل و هادى سبل ، اشرف الانبياء و المرسلين و خاتم النبيين ، الّذى جعله اللّه شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّه بِإِذْنِه وَ سِراجاً مُنِيراً ، حضرت محمد بن عبد اللّه ( روحى و ارواح العالمين له الفداء ) ، درآيم ؟ هر چند ناچيز و بىمقدارم ! امّا تحقق چنين آرزويى در راستاى كرم عميم و فضل گستردهء الهى براى بندهاى كه : « رأس ماله الرّجاء » ، به دور از دسترس نتوان بود ! امّا انگيزهاى كه مرا به چنين كار مهمى واداشت ! اجازه بدهيد به نخستين سالهاى دههء پنجاه برگشته و يادآور گردم : به گمانم در آبانماه سال 1352 ه . ش بود كه براى پنجمين بار توسط دژخيمان رژيم شاهنشاهى دستگير ، و پس از توقف اندى در « كميتهء ضد خرابكارى » ! ! ( مخوفترين زندان آن دوران ) ، براى مدت سه سال به « ايلام غرب » تبعيد شدم . در تبعيدگاه پس از گذشت حدود پنج ماه ، به دنبال ماجراى نشر شبنامهاى توسط يك جوان فقير و چپگرا « 14 » ! ! ( كه به طور طبيعى نمىتوانست سنخيت و ارتباطى با يك عنصر مذهبى ضد كمونيسم داشته باشد ) ؟ ! ، توسط مأموران بىرحم و قسىالقلب ساواك آن سامان ، توقيف و زندانى شدم و مورد شكنجهء
--> ( 14 ) كه بالاخره پس از تحمل شكنجههاى فراوان و توقف يك سال در زندان كرمانشاه ، بعد از آزادى ، به ايلام مراجعت كرد و متأسفانه در همان روزهاى نخست پس از رهايى از محبس ، دست به خودكشى زد !